دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 133

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 133

صوفی نهاد دام و سر حقه، باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه‌باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد
ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد!
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت؟
وآهنگ بازگشت به راه حجاز کرد؟
ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم
زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد
صنعت مکن که هرکه محبت نه راست باخت
عشقش به روی دل، در معنی، فراز کرد
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
ای کبک خوش‌خرام، کجا می‌روی؟ بایست!
غره مشو که گربهٔ زاهد، نماز کرد
«حافظ»! مکن ملامت رندان! که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا، بی‌نیاز کرد

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.