دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 75

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 75

خواب آن نرگس فتان تو، بی‌چیزی نیست
تاب آن زلف پریشان تو، بی‌چیزی نیست
از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم
«این شکر گرد نمکدان تو، بی‌چیزی نیست»
جان درازی تو بادا که یقین می‌دانم
در کمان ناوک مژگان تو، بی‌چیزی نیست
مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق
ای دل! این ناله و افغان تو، بی‌چیزی نیست
دوش، باد از سر کویش به گلستان بگذشت
ای گل! این چاک گریبان تو، بی‌چیزی نیست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان می‌دارد
حافظ این دیدهٔ گریان تو، بی‌چیزی نیست

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.