دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 251

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 251

شب وصل است و طی شد نامهٔ هجر
«سلام فیه حتی مطلع الفجر»
دلا در عاشقی ثابت‌قدم باش
که در این ره نباشد کار بی‌اجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتني بالهجر و الحجر
که بس تاریک می‌بینم شب هجر
دلم رفت و ندیدم روی دل‌دار
فغان از این تطاول، آه از این زجر
وفا خواهی، جفاکش باش حافظ
فان الربح و الخسران في التجر
این غزل در شب وصال معشوق سروده شده و شاعر از پایان انتظار و آغاز شادی سخن می‌گوید. او به خودش توصیه می‌کند که در راه عشق پایدار باشد، حتی اگر معشوق او را با دوری و سنگدلی آزار دهد، زیرا عشق واقعی همیشه پاداش دارد. حافظ در پایان، به نوعی حکمت به دست آمده از تجربه عاشقانه خود را بیان می‌کند که برای رسیدن به وفاداری و سود در عشق، باید صبر و تحمل جفا داشت.

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.