دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 273

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 273

اگر رفیق شفیقی، درست پیمان باش
حریف خانه و گرمابه و گلستان باش
شکنج زلف پریشان به دست باد مده
مگو که خاطر عشاق، گو پریشان باش
گرت هواست که با خضر هم‌نشین باشی
نهان ز چشم سکندر چو آب حیوان باش
زبور عشق نوازی نه کار هر مرغی است
بیا و نوگل این بلبل غزل‌خوان باش
طریق خدمت و آیین بندگی کردن
خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
دگر به صید حرم تیغ برمکش، زنهار
وز آن که با دل ما کرده‌ای پشیمان باش
تو شمع انجمنی، یک‌زبان و یک‌دل شو
خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش
کمال دل‌بری و حسن در نظربازی است
به شیوهٔ نظر، از نادران دوران باش
خموش حافظ و از جور یار ناله مکن
تو را که گفت که در روی خوب، حیران باش؟

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.