دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی گنجینه نفیس مشاهیر و شعر کهن
قلم:

غزل شماره 307

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی — غزلیات شماره 307

هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل
هر کو شنید گفتا «لله در قائل»
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید
«از شافعی نپرسند امثال این مسائل»
گفتم که «کی ببخشی بر جان ناتوانم؟»
گفت «آن زمان که نبود جان در میانه حائل»
دل داده‌ام به یاری، شوخی‌، کشی، نگاری
مرضیة السجایا محمودة الخصائل
در عین گوشه‌گیری بودم چو چشم مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم
وز لوح سینه نقشت هرگز نگشت زایل
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل

✨ تعبیر و پیام شعر:

نیت شما بسیار فرخنده است؛ تردید را از دل بزدایید و بر خدا توکل کنید. صبری که پیشه کرده‌اید ثمر خواهد داد و مرادتان حاصل می‌گردد.