فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است
مولانا جلالالدین محمد بلخی (مولوی) — فیه ما فیه شماره 6245
فصل دوم - گفت که شب و روز دل و جانم به خدمت است
گفت که شب و روز دل و جانم به خدمت است و از مشغولی ها و کارهای مغول به خدمت نمی توانم رسیدن فرمود که این کارها هم کار حق است زیرا سبب امن و امان مسلمانی ست خود را فدا کرده اید به مال و تن تا دل ایشان را
به جای آرید تا مسلمانی چند با من به طاعت مشغول باشند پس این نیز کار خیر باشد و چون شما را حق تعالی به چنین کار خیر میل داده است و فرط رغبت دلیل عنایت است و چون فتوری باشد درین میل دلیل بی عنایتی
باشد که حق تعالی نخواهد که چنین خیر خطیر به سبب او برآید تا مستحق آن ثواب و درجات عالی نباشد همچون حمام که گرم است آن گرمی او از آلت تون است همچون گیاه و هیمه و عذره و غیره حق تعالی اسبابی پیدا کند که
اگرچه به صورت آن بد باشد و کره اما در حق او عنایت باشد چون حمام او گرم می شود و سود آن به خلق می رسد درین میان یاران آمدند عذر فرمود که اگر من شما را قیام نکنم و سخن نگویم و نپرسم این احترام باشد زیرا احترام هر چیزی لایق آن وقت باشد در نماز نشاید پدر و برادر را پرسیدن و تعظیم کردن و بی التفاتی به دوستان و خویشان در حالت نماز عین التفات است و عین نوازش زیرا چون به سبب ایشان خود را از طاعت و استغراق جدا
نکند و مشوش نشود پس ایشان مستحق عقاب و عتاب نگردند پس عین التفات و نوازش باشد چون حذر کرد از چیزی که عقوبت ایشان در آنست سؤال کرد که از نماز نزدیک تر به حق راهی هست فرمود هم نماز اما نماز این صورت تنها نیست این قالب نماز است زیرا که این نماز را اولی ست و آخری ست و هر چیز را که اولی و آخری باشد آن قالب باشد زیرا تکبیر اول نماز است و سلام آخر نماز است و همچنین شهادت آن نیست که بر زبان می گویند تنها زیرا که آن را نیز اولی ست و آخری و هر چیز که در حرف و صوت درآید و او را اول و آخر باشد آن صورت و قال
حکایت است از مولانا سلطان العلما قطب العالم بهاءالحق و الدین قدس الله سره العظیم که روزی اصحاب او را مستغرق یافتند وقت نماز رسید بعضی مریدان آواز دادند مولانا را که وقت نماز است مولانا به گفت ایشان التفات نکرد ایشان برخاستند و به نماز مشغول شدند دو مرید موافقت شیخ کردند و به نماز نه استادند یکی ازان مریدان که در نماز بود خواجگی نام به چشم سر به وی عیان بنمودند که جمله اصحاب مریدان که در نماز بودند با امام پشتشان به قبله بود و آن دو مرید را که موافقت شیخ کرده بودند رویشان به قبله بود زیرا که شیخ