دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی

فصل هفتم - سؤال کرد که « از نماز فاضل‌تر چه باشد » یک جواب آنک گفتیم

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) — فیه ما فیه شماره 6250

فصل هفتم - سؤال کرد که از نماز فاضل تر چه باشد یک جواب آنک گفتیم
سؤال کرد که از نماز فاضلتر چه باشد یک جواب آنکه گفتیم جان نماز به از نماز مع تقریره جواب دوم که ایمان به از نماز است زیرا نماز پنج وقت فریضه است و ایمان پیوسته و نماز به عذری ساقط شود و رخصت تأخیر باشد و تفضیلی دیگر هست ایمان را بر نماز که ایمان به هیچ عذری ساقط نشود و رخصت تأخیر نباشد و ایمان بی نماز منفعت کند و نماز بی ایمان منفعت نکند همچون نماز منافقان و نماز در هر دینی نوع دیگرست و ایمان به هیچ دینی تبدل نگیرد احوال او و قبله او و غیره متبدل نگردد و فرق های دیگر هست به قدر جذب مستمع ظاهر شو
چشمم به دگر کس نگرد من چه کنم
از خود گله کن که روشناییش توی
چشمم به دگر کس نگرد یعنی مستمع دیگر جوید جز تو من چه کنم روشناییش تویی بدین سبب که تو با تویی از خود نرهیده ای تا روشناییت صدهزار تو بودی حکایت شخصی بود سخت لاغر و ضعیف و حقیر همچون عصفوری سخت حقیر در نظرها چنانک صورت های حقیر او را حقیر نظر کردندی و خدا را شکر کردندی اگرچه پیش از دیدن او متشکی بودندی از حقارت صورت خویش و با این همه درشت گفتی و لاف های زفت زدی و در دیوان ملک بودی و وزیر را آن درد کردی و فرو خوردی تا روزی وزیر گرم شد و بانگ برآورد که اهل دیوان این فلان را از خاک برگرفتیم و بپرو