دیوان ادب پارسی
دیوان ادب پارسی
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی)

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی)

قرن هفتم هجری (بلخ - قونیه)

جلال‌الدین محمد مولوی معروف به مولانا، بزرگ‌ترین شاعر عرفانی و صوفی زبان فارسی است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد و در سال ۶۷۲ هجری در قونیه درگذشت. دیدار او با شمس تبریزی انقلابی در زندگی وی پدید آورد و دیوان شمس و مثنوی معنوی از مهم‌ترین آثار او هستند.

غزلیات دیوان شمس (3230) مستدرکات (2) ترجیعات (44) رباعیات (1994) مثنوی د۱ (172) مثنوی د۲ (115) مثنوی د۳ (228) مثنوی د۴ (139) مثنوی د۵ (178) مثنوی د۶ (140) فیه ما فیه (71)
بخش ۱ - سرآغاز #5271 بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او #5272 بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را #5273 بخش ۴ - از خداوند ولی‌ّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی #5274 بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند #5275 بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند #5276 بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک #5277 بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه #5278 بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر #5279 بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد #5280 بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان #5281 بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب #5282 بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را #5283 بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری #5284 بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را #5285 بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را #5286 بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را #5287 بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر #5288 بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را #5289 بخش ۲۰ - پیغام شاه پنهان با وزیر #5290 بخش ۲۱ - بیان دوازده سبط از نصاری #5291 بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل #5292 بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه #5293 بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر #5294 بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم #5295 بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را #5296 بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن #5297 بخش ۲۸ - جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمی‌شکنم #5298 بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر #5299 بخش ۳۰ - نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت #5300 بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا #5301 بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوت #5302 بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست #5303 بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدی #5304 بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل #5305 بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود #5306 بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست #5307 بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش #5308 بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواند #5309 بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود #5310 بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش #5311 بخش ۴۲ - بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر #5312 بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتن #5313 بخش ۴۴ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر جهد و اکتساب #5314 بخش ۴۵ - ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیم #5315 بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهاد #5316 بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل #5317 بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد #5318 بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد #5319 بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن #5320 بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل #5321 بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر #5322 بخش ۵۳ - جواب گفتن خرگوش ایشان را #5323 بخش ۵۴ - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش #5324 بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را #5325 بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن #5326 بخش ۵۷ - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را #5327 بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را #5328 بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوش #5329 بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس #5330 بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش #5331 بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش #5332 بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیر #5333 بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوش #5334 بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او #5335 بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود #5336 بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد #5337 بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را #5338 بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیه‌السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل #5339 بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید #5340 بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوش #5341 بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را #5342 بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد #5343 بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را #5344 بخش ۷۵ - پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید #5345 بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبر #5346 بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضی‌الله عنه #5347 بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضی‌الله عنه خفته به زیر درخت #5348 بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه #5349 بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی #5350 بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم #5351 بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضی‌الله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم #5352 بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف #5353 بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت #5354 بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی #5355 بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی #5356 بخش ۸۷ - تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون می‌خور که صاحب‌دل اگر زهری خورد آن انگبین باشد #5357 بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیه‌السلام کی چه می‌فرمایی اول تو اندازی عصا #5358 بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان #5359 بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی #5360 بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن #5361 بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر #5362 بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده #5363 بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن #5364 بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشت‌نمای شدن #5365 بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان #5366 بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستان #5367 بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها #5368 بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیست #5369 بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی‌ الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست،  کوههای بلند و دریاهاست» #5370 بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره #5371 بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود #5372 بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن #5373 بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است #5374 بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح #5375 بخش ۱۰۶ - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او #5376 بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد #5377 بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق #5378 بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا #5379 بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت #5380 بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی #5381 بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته #5382 بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر #5383 بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن #5384 بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخن‌ها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد #5385 بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بی‌نوایی خویشتن #5386 بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه‌ها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه‌های دیگر او راست‌گوتر باشد و امام باشد #5387 بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش #5388 بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل #5389 بخش ۱۲۰ - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست #5390 بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند #5391 بخش ۱۲۲ - سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة #5392 بخش ۱۲۳ - حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقهٔ صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا #5393 بخش ۱۲۴ - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان #5394 بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر #5395 بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت او #5396 بخش ۱۲۷ - دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست #5397 بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او #5398 بخش ۱۲۹ - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست #5399 بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب #5400 بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست #5401 بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست #5402 بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را #5403 بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم #5404 بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة #5405 بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه #5406 بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان #5407 بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بی‌نیازی از آن هدیه و از آن سبو #5408 بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی #5409 بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشی #5410 بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن #5411 بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار #5412 بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما #5413 بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو #5414 بخش ۱۴۵ - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بود #5415 بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان #5416 بخش ۱۴۷ - نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود #5417 بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغان #5418 بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی #5419 بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم #5420 بخش ۱۵۱ - دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار داده‌اند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او #5421 بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن #5422 بخش ۱۵۳ - باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل #5423 بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش #5424 بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود #5425 بخش ۱۵۶ - در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان #5426 بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری #5427 بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت مؤمنا یا رسول الله #5428 بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجه‌تاشان مر لقمان را کی آن میوه‌های ترونده را که می‌آوردیم او خورده است #5429 بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم #5430 بخش ۱۶۱ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاش‌تر ازین مگو و متابعت نگهدار #5431 بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زید #5432 بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه #5433 بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست #5434 بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی #5435 بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت #5436 بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم #5437 بخش ۱۶۸ - تعجب کردن آدم علیه‌السلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن #5438 بخش ۱۶۹ - بازگشتن به حکایت علی کرم الله وجهه و مسامحت کردن او با خونی خویش #5439 بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان #5440 بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود #5441 بخش ۱۷۲ - گفتن امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه با قرین خود کی چون خدو انداختی در روی من نفس من جنبید و اخلاص عمل نماند مانع کشتن تو آن شد #5442